تبليغاتX
عاشقانه های همسرانه - نفس عمیق بکشید ..بعد بخونید! Daisypath Anniversary Years PicDaisypath Anniversary Years Ticker
تو مرا می فهمی... من تو را می خواهم.. و همین ساده ترین قصه ی یک انسان است
پاییز توی این خونمون خیلی دوست داشتنی تره ..تو خونه قبلی جلوی حیاطمون یه خونه سه طبقه بود که دیوارشم سیمانی بود و  نه آفتابی درست و حسابی دیده میشد نه ابری و نه بارونی

ولی اینجا ! تا خود کوه صفه و ابر و مه بالای قله اش رو میشه خوب دید زد ..میشه رفت تو بالکن و یه نفس عمیق کشید تا ریه هات جون بگیرن.. اگه این نفس عمیق رو با خیال راحت و اون ته ته های قلب با تشکر از خدا کشید که دیگه فبها !

اگه همون موقع که داری نفست رو میدی تو یاد عزیزترین های زندگیت بیفتی هم لذتش دوچندان میشه..

من عاشق پاییز توی خونه جدیدمونم .خونه خودمون !

چقدر از داشتنت خوشحالم گلم جون..من هر شب رو با شکر خدا و هر صبح رو با دعا شروع میکنم تا این آرامش رو ازم نگیره..ازمون نگیره ..

خدایا شکرت که الان میام سرکار  .. میتونی یه کاریش کنی که ماه بعد هم این بولتن رو بخوان چاپ کنن؟


مامان و بابا یک شنبه رفتن تهران! نمیدونم یهویی چرا قصد سفر کردن !

دیشب زنگ زدم میگم کجایین؟ میگن شمال !

آخه الان چه وقت سفره ؟اونم شمال؟ تو این بارندگیا؟

هی تو دلم فکر و خیال راه میدم ..چقدر راه دوری بده !

افکار بد رو ..مشکوک بودنشون رو از خودم دور میکنم و توکل میکنم به خدا ..میدونم خدای نکرده زبونم لال اگه چیز بدی هم باشه به من نمیگن !

حالا که خودشون میخوان منم نباید فکر و خیال کنم نه؟

بذار بیان...میگم اگه شمال بودین سوغاتیاش کوووو؟


مجید جونمممم میعشقمت فراووون امروز به سر زده بیام بانک ببینمت باور میکنی دلم برات تنگ میشه ؟ مثله قبلا ها ! مثل اون موقع ها که هفته ای یه بار میدیدمت!

دلتنگی هام اون موقع هفته ای بود و الان روزانه و ساعتی !

من کی درست میشم؟

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/08/05ساعت   توسط جون جون  |