بنام خدایی که آفرید مرا ... و برای خوشبختی من تو را
باور نكن تنهايي ات را من در تو پنهانم،تو در من از من به من نزديكتر تو از تو به تو نزديكتر من
باور نکن تنهایی ات را تا یک دل و یک درد داریم تا در عبور از کوچه عشق بر دوش هم سر می گذاریم
دل تاب تنهایی ندارد باور نکن تنهایی ات را هر جای این دنیا که باشی من با توام تنهای تنها
من با توام هر جا که هستی حتی اگر با هم نباشیم حتی اگر یک لحظه،یک روز با هم در این عالم نباشیم
این خانه را بگذار و بگذر با من بیا تا کعبه دل باور نکن تنهایی ات را من با توام منزل به منزل
براي گلم جون مينويسم كه "بي نهايت به توان n +1"دوستش دارم .
____________________________ ما روز 26 مرداد سال 86 پیمان مقدس ازدواج رو بستیم ... مصادف با سوم شعبان ( تولد امام حسین )هم بود تا قبل از روز خواستگاری همدیگه رو ندیده بودیم ... فعلا از همدیگه دوریم ... قراره اگه خدا بخواد تابستون 87 بریم زیر یه سقف و به زندگی عشقولانمون ادامه بدیم ..
میخوام اینجا بنویسم از تمام احساساتم...حرفای دلم..اتفاقات روزمره و عشقولانه هام برای گلم جون . میدونم که بعدها حس خوبی به هردومون میده ____________________________ و ... الان که دارین این وب رو میخونین ما زیر یک سقف زندگی میکنیم ..26 تیر ماه 87 مصادف با یازدهمین ماهگرد عقدمون جشن عروسیمون بود الان روزمره ها و همچنان عاشقانه ها رو مینویسم ..خاطرات شیرین زندگی با همسرم ____________________________ و ما.... ثمره عشقمون الان توی راهه روز 21 مهر 88 فهمیدیم یه موجود نازنین..یه فرشته داره به جمع عاشقانمون اضافه میشه خدایا شکرت